چطور نشان دهیم «اینجا هستم که کمک کنم» اما نه «دوستت باشم» – نکاتی برای فروشندگان

فصل 12 (درس 1 )

گاهی اوقات باید به دیگران بفهمانیم که حامی و همراهشان هستیم، اما بدون اینکه وارد حریم شخصی‌شان شویم. یکی از این موقعیت‌ها زمان‌هایی است که نقش فروشنده را داریم و باید خود را مفید و آماده‌ی کمک نشان دهیم، اما نه آن‌قدر صمیمی که طرف فکر کند قرار است با او دوست شویم.

در ارتباط با مشتری، مخصوصاً در خرده‌فروشی، زبان بدن ما باید متفاوت از زمانی باشد که با دوستان نزدیک صحبت می‌کنیم. وقتی می‌خواهیم محصولی را بفروشیم، باید پیامی منتقل کنیم که: «من اینجا هستم که کمک کنم» – یعنی باید هوشیار و باانگیزه ظاهر شویم – اما این پیام نباید این‌طور تعبیر شود که «من دوستتم و شاید بریم با هم یه نوشیدنی بزنیم!»

همه ما فروشندگانی را دیده‌ایم که با لبخند از مشتری استقبال می‌کنند، اما لبخند مؤثر در محیط فروش چه ویژگی‌هایی دارد؟ اگر لبخند بیش از حد بزرگ باشد، زیادی صمیمی جلوه می‌کنیم و ممکن است بعضی از مشتریان را پس بزند. بهترین حالت این است که یک لبخند ملایم و کوتاه همراه با تماس چشمی مختصر داشته باشیم. این‌کار نشان می‌دهد متوجه حضورشان شده‌ایم و آماده‌ایم اگر سوال یا نیازی دارند، کمک کنیم. تماس چشمی باید بی‌خطر و بدون تهدید باشد. این تماس چشم همراه با لبخند، به مشتری پیام می‌دهد که ما کارمند فروشگاه هستیم و اینجا هستیم که به آن‌ها خدمت کنیم. زبان بدن ما باید اعتماد به نفس و قاطعیت را نشان دهد، در راستای مسئولیتی که در قبال شرکت پذیرفته‌ایم.

گام بعدی این است که تشخیص دهیم با چه نوع مشتری‌ای طرف هستیم.

برخی مشتریان ترجیح می‌دهند آزادانه و بدون مزاحمت در فروشگاه بچرخند، و برخی دیگر نیاز دارند که راهنمایی شوند. برخی هم ترکیبی از این دو هستند، به‌خصوص وقتی کالایی نظرشان را جلب کرده باشد.

مشتری‌هایی که می‌خواهند تنها خرید کنند معمولاً عباراتی مثل «فقط دارم نگاه می‌کنم» یا «یه چرخی می‌زنم» می‌گویند. مشتری‌هایی که کمک مستقیم می‌خواهند، بلافاصله به سراغ فروشنده می‌روند، سوال زیاد می‌پرسند و علایق و نیازهایشان را بیان می‌کنند. اگر سریع آنچه می‌خواهند را پیدا نکنند، یا کنار فروشنده می‌مانند یا فروشگاه را ترک می‌کنند.

01 مشتری‌های عجول و کم‌حرف

فقط درباره‌ی کالا صحبت می‌کنند و اهل خوش‌وبش یا صحبت درباره‌ی هوا نیستند، فقط می‌خواهند خریدشان را انجام دهند و بروند. این طرز رفتار باید محترم شمرده شود. این دسته از مشتری‌ها شما را به چشم «ابزار» نگاه می‌کنند، نه «انسان». معمولاً نگاهشان از روی شما رد می‌شود و مستقیم روی محصول تمرکز دارند، نه ارتباط. فروشنده باید در مقابل این افراد زبان بدن خنثی و بدون احساس داشته باشد و سعی نکند گفت‌وگوی شخصی ایجاد کند. یعنی محصول و ویژگی‌های آن را معرفی کن، نه خودت را. سریع و مؤثر از بین گزینه‌ها عبورشان بده، مزایا و معایب را توضیح بده و روند خرید را ساده و بی‌حاشیه پیش ببر؛ این‌طوری راضی‌تر خواهند بود.

02 مشتری‌های صمیمی و اجتماعی

این دسته رفتاری کاملاً متفاوت دارند. آن‌ها گفت‌وگو را شروع می‌کنند، تماس چشمی دارند و شاید حتی برای ایجاد صمیمیت، لمس کوتاهی انجام دهند. مکالمه‌شان ممکن است از یک محصول شروع شود اما به موضوعاتی مثل خانواده، ورزش یا رویدادهای دیگر برسد. برای این مشتری‌ها، «رابطه» مهم است. در این مواقع، زبان بدن آن‌ها را آینه‌وار تقلید کن، تماس چشمی بیشتر برقرار کن و کاری کن که احساس کنند با یک دوست در حال گفت‌وگو هستند. این نوع مشتری تجربه‌ی خرید را به همراه فروشنده می‌خواهد، و حتی ممکن است فقط به خاطر شخصیت فروشنده خرید کند. در این شرایط، فروشنده باید خودش را هم به‌عنوان بخشی از محصول بفروشد.

03 نوع سوم مشتری‌ها «دنبال‌کننده‌»ها هستند

آن‌ها می‌خواهند فروشنده هدایت‌گر باشد. این افراد معمولاً با فرآیند خرید آشنایی ندارند یا نمی‌دانند دنبال چه هستند. این افراد را مخصوصاً در محیط‌هایی مثل فرودگاه به‌وضوح می‌شود تشخیص داد. سوال می‌پرسند، اما ممکن است سوال‌هایشان غیرمرتبط یا ساده باشد، چون به موضوع آشنا نیستند. زبان بدن‌شان نشانه‌های اطاعت و محافظه‌کاری دارد و از اشتباه کردن می‌ترسند. گاهی افراد بااعتمادبه‌نفس هم مثل دنبال‌کننده‌ها رفتار می‌کنند، چون وارد محیطی جدید شده‌اند یا در حال خرید چیزی هستند که شناختی نسبت به آن ندارند. تفاوت اینجاست که افراد بااعتمادبه‌نفس نشانه‌های اطاعت از خودشان بروز نمی‌دهند، اما با زبان گفتاری نشان می‌دهند که می‌خواهند از فروشنده راهنمایی بگیرند. این دسته بیشتر از روی کم‌اطلاعی، وابسته به فروشنده هستند، نه ضعف شخصیتی. آن‌ها می‌خواهند به‌صورت مستقیم قانع شوند و اگر اطلاعات کافی بگیرند، خرید می‌کنند.

04 آخرین نوع مشتری‌ها «سلطه‌گر»ها هستند.

آن‌ها از همان اول با نگاه تیز و تماس چشمی قوی وارد می‌شوند. به نیت فروشنده شک دارند و می‌خواهند کنترل را در دست بگیرند چون از فریب خوردن می‌ترسند. صدایشان محکم است و حالت صورت‌شان خنثی یا منفی. ممکن است وارد فضای شخصی فروشنده شوند یا با قرار دادن کیف یا وسایلشان روی پیشخوان، تلاش کنند فضا را تحت سلطه بگیرند. 

در این شرایط، فروشنده نباید زبان بدن سلطه‌گر را تقلید کند، چون باعث تنش می‌شود. بهتر است رفتار مثبت و ملایمی نشان دهد، به حرف مشتری گوش دهد و همدلی نشان دهد، حتی اگر واقعاً کاری از دستش برنیاید. گاهی نشان دادن نشانه‌های تسلیم مثل پایین انداختن سر و شانه‌ها باعث می‌شود مشتری آرام‌تر شود. گاهی برای بردن بازی، باید وانمود کنیم که شکست خورده‌ایم و خواسته‌شان را بپذیریم..اگر قرار است به انها بفروشیم.

3174190

برای دسترسی باید اشتــراک ویــژه داشته باشید
اگر اشتراک دارید وارد حساب کاربری خود شوید.